متن ذیل حاصل گفتگوی یک ساعته خبرنگار نشریه راه آقای هادی ذالکی در محل دفتر تولیدات چندرسانهای رضوان رسانه میباشد که در شماره 44 این نشریه به چاپ رسیده است.
شاره:
«دفتر تولید محتوای الکترونیکی» یک از مجموعههای فرهنگی خصوصی در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است که تازگی به «رضوان رسانه» تغییر نام داده. نرم افزارهای شهید مهندس حسن آقاسیزاده، فدایی (شهید سید مجتبی نواب صفوی و جمعیت فداییان اسلام)، زبان سرخ (شهید سید حسن مدرس)، جمال دین(سید جمالالدین اسد آبادی)، نگین تخریب(سردار شهید علیرضا عاصمی)، تعهد سرخ (شهدای روحانی خراسان رضوی)، قلب سلیم (شهید محراب عبدالحسین دستغیب شیرازی)، ضمیر چزابه(سردار شهید مهدی صبوری)، صدای سخن عشق (اصوات به جامانده از شهدا)، و ....از تولیدات این موسسهاند.
با مهدی عشقی مدیر موسسه رضوان رسانه، تجارب این کوشش فرهنگی را مورد توجه قرار می دهیم.
فکر اولیه ورود به این کار از کجا آمد؟
سال 83 علیرغم اینکه رشته درسیام مخابرات بود. خیلی دوست داشتم برنامه نویسی رایانه را یاد بگیرم، لذا در دورههای فنی و حرفهای شرکت کردم. از طرفی چون در فضای مسجد کار میکردیم خیلی دوست داشتم این دو فضا را با هم مرتبط کنم. مجموعه با حضور همان بچههایی که با هم بودیم شکل گرفت. بعد از مدتی تصمیم گرفتیم نرم افزارهایمان را برای شهدا تولید کنیم. مشارکت در ساخت نرم افزار شهید کاوه استارت کار ما بود که تا الآن منجر شده به تولید 16 نرم افزار برای شهدای مشهد و کل کشور. اولین محصول ما شهید دستغیب بود که در سال 85 تولید شد. الآن هم نرم افزار سید جمالالدین اسد آبادی و اقبال لاهوری در مرحله تولید است.
جنبه مالی کار فرهنگی را چطور تامین کردید؟
از راههای مختلف. در نرم افزار شهید نواب برآورد کردیم پانصد هزار تومان هزینه میبرد که خودمان تامین کردیم. کار که تمام شد بلافاصله از سازمان ها مشارکت مالی گرفتیم. همیشه هم اینطور نیست که مشارکت وجود داشته باشد، مثلا برای نرم افزار شهید دستغیب هزینه طرح را از محلی دیگر تامین کردیم و بعد از توزیع، قسمتی از هزینه را از فروش خود نرم افزار بدست آوردیم.
چون قابلیت برنامه نویسی مجموعه خوب است، کار خدماتی هم انجام می دهیم. یعنی بقیه سفارش نرم افزار میدهند و ما انجام میدهیم و در آمد آن را در بخش توبید صرف میکنیم. البته بعضی وقتها مجبور میشویم کارهای تولیدی موسسه را به حدافل برسانیم و بیشتر کارهای خدماتی انجام دهیم تا هزینه کارهای تولیدی را تامین کنیم.
تیمی که از آن حرف میزنید از کجا دور هم جمع شدند؟
در فضاهای حوزوی و دانشگاهی با رابطههایی که داشتیم افراد را شناسایی میکردیم و میآوردیم توی کار. بعضیها را باید تامین مالی میکردیم و بعضی هم به خاطر علاقه خودشان به موضوع قبول میکردند. الآن حدود 5 نفر از بچهها به طور مستمر و 5 نفر هم به صورت پاره وقت کار میکنند.
فرآیند تولیدتان چگونه است؟
در بخش محتوا، گروه ایثار و شهادت، گروه گردشگری و گروه ادبیات فارسی را داریم. بخش فرهنگ ایثار و شهاذت دائما در حال تولید است و به محض تمام شدن یک طرح، طرح دیگر را شروع می کند. برنامهریزی کرده ایم برای شخصیهایی مثل شهید نواب، شهید مدرس، سید جمالالدین اسد آبادی و اقبال لاهوری که هر چهار نفر در جهان اسلام و وحدت آن تاثیر داشته اند نرم افزار تولید کنیم.
گروه محتوا اطلاعات را از کتابها، اینترنت، مجلات و ... جمع آوری میکندو گروه بعدی روی مطالب کار فنی و ویرایش میکند.
به موازات مراحل تولید، قسمت بازاریابی سعی می کند پروژه را به توجیه اقتصادی برساند که در این راستا با سازمانها و اشخاص حقیقی و حقوقی برای جلب مشارکت مرتبط می شوند.
مشکلات مالی برایتان چقدر پر رنگ است؟
شما می توانید مشکلات مالی را با جلب مشارکت چند سازمان حل کنید. اما مشکل بزرگ، نبود نیروی متخصص و خوب است. بعضی از کارهای ما به خاطر نداشتن نیروی متخصص میماند.
اساس کار ما تولید است. جمعآوری محتوا کار متداولی است، اما ما میخواهیم در کار تولیدیمان از تولیدات دیگران هم استفاده کنیم. برای همین به شیوههای مختلف دنبال کسانی که روی موضوعات مورد نظر ما کار کردهاند. میگردیم.
محصولاتتان را چگونه توزیع میکنید؟
بعد از 5 سال مدل توزیعیمان هنوز پخته نشده. ضمن اینکه مخاطبمان هم قشر خاصی است و این به دشواری توزیع میافزاید.
موسسه آرمان و فروشگاه کتاب آفتاب در مشهد و بصیر رایانه در اصفهان محصولات ما را توضیع میکنند اما هنوز توانایی مالی این را نداشتهایم که بطور مستقل در مشهد فروشگاه بزنیم.
روی فروش اینترنتی، توزیع نمایشگاهی و ارتباط با سازمانها هم کار کردیم، که تا حدی فقط همین ارتباط با سازمانها جواب داده است. از لحاظ نیروی انسانی هم در توزیع مشکل داریم. عدهای درگیر تولید میشوند، عدهای توان توزیع ندارند و عدهای هم بیشتر دوست دارند کار محتوایی انجام دهند. در نظر داریم سایت مجزا و سیستم اطلاع رسانی پیامکی راه اندازی کنیم تا به قالبهای مختلف این کار صورت پذیرد.
تاکید داریم بیشتز از اینکه در حوزه تبلیغات کار کنیم انرژی را بگذاریم روی روابط عمومی. یک بانک اطلاعاتی هم از اشخاص حقیقی که مخاطبمان هستند داریم و بچهها موظف شدهاند هر ماه چند نفر به این لیست اضافه کنند.
مشکل کپی شدنت کارهایتان را نداشته اید؟
ما روی هر نسخه می نویسیم «با خرید اصل نرم افزار ما را در ارائه دیگر محصولات یاری نمایید» قیمت را هم پایین میدهیم تا مشتری ترغیب شود به جای رایت، محصول را با یک بستهبندی شیک تهیه کند.
البته یک بار از اهواز تماس گرفتند که این نرم افزار شهید عاصمیتان چقدر خوب است. گفتیم اگر می خواهید برایتان بفرستیم؟ گفتند: خیلی ممنون، رایت کردیم توزیع هم شد، فقط زنگ زدم تشکر کنم!
سازمان های دولتی چه بر خوردی با کارهای شما دارند؟
خیلی از مواقع با سازمانها این طور توافق میکنیم که ما نرم افزار را تولید کنیم و آنها با 100 توان سود از ما بخرند تا فقط نرم افزار توزیع شود.
گاهی اوقات که یادواره شهدا برگزار میکنند، می گوییم شما محتوای خاصی ندارید. همین نرم افزار را که در مورد شهید است بخرید. قبول می کنند اما به شرط آنکه نرم افزار به نام آنها تمام شود. البته بماند که یک جوری پول میدهند که انگار نداده اند. به فلان سازمان میگوییم بیا و روند کار را مشخص کن و قرارداد ببند. میگوید نه، تو اول کار را تولید کن بعد ما پول میدهیم. شش ماه بعد میروی میبینی مدیر عوض شده است و جدیدها هم قبلیها را قبول ندارند.
بعضی از مسئولان اصلا کار فرهنگی را نمیشناسند. فلان مسئول بنیاد شهید این جا میگفت ما فقط با خانواده شهدا کار میکنیم. یعنیاگر می خواهید کتاب بنویسید، بروید یک فرزند شهید پیدا کنید که نویسنده باشد. اگر هم نیست بروید یکی بیاورید و به او آموزش دهید!
کار فرهنگی در نهادهای دولتی چقدر جواب میدهد؟
به بچهها میگوییم به شما اگر سمت مدیر عاملی پیشنهاد شد قبول کنید، اما اگر خواستند کارمند آنها بشوید قبول نکنید، چون سی سال دیگر هم همان کارمند خواهید بود. کار دولتی مزیتی جز حقوق مشخص و مداوم ندارد که ما این مساله را با کار خودمان تامین میکنیم. مجبور نیستیم چایی بخوریم، روزنامه بخوانیم تا وقتمان بگذرد بعد هم بیاییم خانه. در یک مجموعه دولتی کار به هر دلیلی روی زمین میماند. اما در یک مجموعه خصوصی مجبورید کار را ببرید جلو، و اگر دغدغهمند باشید کیفیت کار مضاعف میشود.